
بچگی ِ خیلی هامون با خاله بازی گذشت . در خاله بازی با ملافه و
چادر گل گلی یه خونه برای خودمون می ساختیم و توشو پرمی کردیم
از وسایل ریز و درشت تا شبیه خونه های واقعی بشن . بعدش هم
بسته به تعدادِ هم بازی ها هر بچه نقش یکی از اعضای خونه رو
بازی می کرد ( من از اولشم همیشه مامان ِ خونه بودم که معلم بود).
یکی از ملزوماتی که باید وجود می داشت قابلمه ی غذاییبود که
درواقع پر بود از میوه و پفک و بیسکوییت که ما بهشون می گفتیم
کباب و قرمه سبزی و فسنجون !
در خاله بازی همه چیز با قدرت تخیل ما پیش می رفت و از هیچ ،
همه چیز ساخته می شد و باور تصاویر خیالی نه تنها فردی نبود که
دسته جمعی بود و هریک از بچه ها با توجه به خلاقیت و ذوق خودش
رنگ و لعاب و ایده ای تازه به تصاویر می بخشید. یک وقت هایی هم
بچه های ناقلا تر شیطنتی کرده و کنجکاوی هاشون رو درمورد شناخت
بدن و اعضای جنسی در قالب رابطه ی مامان- بابا بروز می دادن که
البته این کنجکاوی ها در دکتر بازی که شاخه ای از خاله بازی هست
بیشتر نمود پیدا می کرد . منشا همه ی این بازی ها از خاصیت ذهن
خلاق و رویاپردازی های کودکانه ناشی می شه . کودک به راحتی
می تونه از یک تکه چوب رخش رستم بسازه و با خط کشی که گرز
گران ست به جنگ جاروبرقی که اژدهای خفته ای ست برود . بماند
که درسیستم آموزش و پرورش ما از همان بدو ورود به اجتماع ،تلاش ِ
همگان بر قتل عام این قدرت خلاقه و نتیجه ش هم که نمایان است و
همچنین آثار رشد و پرورش این نیروی خلاقه رو در کشورهای توسعه
یافته به وضوح دیده ایم .بگذریم ...
اما چی شد که یاده خاله بازی افتادم ؟! به احتمال زیاد همه مون با
این صحنه ها زیاد روبه رو شدیم ، مثلن اگه صبح یک گروه یا کانال
تلگرامو (یا فیس بوک و اینستا) باز کنید انواع و اقسام خوراکی های
مناسب صبحونه رو با تزیین های رنگارنگ می بینید که زیرش با
جملات متنوع صبح به خیر گفته یا بطور مثال نوشته : بفرمایید سرشیر
عسل ..بفرمایید املت مشتی ...یا موقع ناهار می گن : بریم ناهار؟!
بعدش هم عکسای باقالی پلو با ماهیچه ... قرمه سبزی ... آبگوشت ...
خلاصه تا شب که بشه همین جوری را به را عکس عصرونه و در نهایت
شام سرازیر می شه توی گروه ها و کانال ها ... (شخصن وقتی این
عکسا رو می بینم با خودم می گم بفرمایید و کوفت ...بفرمایید و زهرمار
)
به نظر من از وقتی که تکنولوژی گفت و گوهای مجازی به میون ما اومد
یک جورهایی قدرت تخیل ما رو دوباره بیدار کرد و باعث شد که ما
جایی برای رویاپردازی و گسترش خیالات مون داشته باشیم و بتونیم
اون خیالات رو با دیگرون به اشتراک بذاریم . در سطوح عالی این
خیالات تبدیل به خلاقیت و نو اوری های علمی ، آثار ادبی و انواع هنر
می شن و در سطوح ابتدایی عکسای قیمه قورمه و خوراکی های
رنگارنگ و عشق بازی های مجازی . البته این هایی که گفتم مربوط
به تصاویر خیالی ست وگرنه خیلی ها هم هستند که هنر آشپزی
خودشون رو با دوستان به اشتراک می ذارند که این واقعی ست .
و در آخر این که ما آدم بزرگ هایی هستیم که هنوز هم خاله بازی
می کنیم فقط خونه های گل گلی مون شدن صفحات گوشی و تبلت
و لپ تاپ با شام و ناهارهایی که فقط چشم نوازند و بزاق تولید
می کنند و سفرهای خیالی که به دور دنیا می رویم و عشق بازی هایی
که تنها و بی آغوش اند ...( این مورد آخری کمتر مجازی می مونه البته
)
....................................................................................................
در مورد خاله بازی بیشتر بخونید در این جا