شوالیه ی تارکی

 

وقتی همه چی طبق نقشه پیش می ره

هیچ کس وحشت زده نمی شه ،

حتا اگه نقشه ترسناک باشه !

بهترک ...

باربارا فردریکسون گفته :

«امید زمانی به وجو می آید که بحرانی وجود داشته باشد». 

انسان به امید زنده است اما برخی به امید و امیدوار بودن

اعتیاد دارند طوری که با قرار دادن ِ خود در بحران،امیدواری

را در خویش تقویت می کنند . این هابایدهمواره چشم اندازی

واضح از امیدواری را در زندگی ، پیش رو داشته باشند .

بعضی هم به امیدهایی که دیگران در دل شان می کارند 

زنده اند ! مثلن از کودکی مهندس و دکتر خطاب شده اند و

همین می شود مسیر زندگی شان و بی آن که بدانند تحت

تاثیر طرحواره ای هستند که در کودکی پیش روی شان 

گذاشته شده ، آن هم با جمله ای شفاهی از طرف پدر 

مادر ، معلم ... و این ها وقتی به هدف می رسند ، شوری

غمگنانه را تجربه می کنند چرا که طول مسیر را با امید به

هدفی از پیش تعیین شده پیموده اند و حالا در انتهای مسیر

قرار دارند و برای ادامه نیازمند انگیزه ای تازه می باشند و

در این مرحله خودشان هم نمی دانند که چرا آن گونه که

تصور می کردند رضایت ندارند و متوجه نیستند که براساس

جمله ای شفاهی در زمان کودکی مسیر بزرگسالی را طی

کرده اند !

عده ای هم درمیانسالی درمی یابند که علاقه مندی

شان سمت و سوی دیگری دارد اما جسارت حرکت به

آن سو را ندارند و عده ی قلیلی هم هستند که نمی توانند

خودشان را راضی به چشم پوشی از علاقه شان نمایند.

وضعیت دشواری ست انتخاب راهی تازه از میانه ی زندگی 

که دیگر جوانی هم در پشت سر قرار دارد و امیدی که درچنین

شرایطی ایجاد می شود ، انگیزه ای قوی و شورانگیر است!

 

خلاصه این که هر چه منشا امید قدرتمندتر باشد حال مان

بهتر خواهد بود و البته حال این روزهایم را دوست می دارم

هر طلوع را غروبی ست ...

اشک هایم را پاک نکردی ...

شب های غصه داری

دست روی موهایم نکشیدی ...

 نداشتم ات ...

 

گرمای آغوشم را نچشیدی

مزمزه نکردی زمزمه ام را

بازی لبانم را برنده نبودی

کهنه شرابم را نچشیدی

 

بی آغوش بی لمس بی شراب

بی زمزمه بی نجوا

عشق ورزیدن خواب است

و

عشق بازی سراب !

 

 وهمی در کویر دل

خیالی خالی ...

لرزاند و لرزید و مسکوت ماند !

 .

.

.

خمیده سرو

تاج سیمین است

سیما پرنقش زندگی

رهسپار ِ غروب ...

 

 

سرکش !

    

 

دیشب خواب دیدم زلزله اومده و خونه ی ما طبقه ی بیستم بود.

من به دنبال راهی بودم تا عزیزانم رو به طبقه ی اول ببرم .

بعدش از خواب پریدم . دوسه ساعت بعدتر شنیدم که واقعن

زلزله اومده و فک کنم به همین علت از خواب پریده بودم !

خیال می کنم روحم یا هرچی که اسمش  هست زودتر از

جسمم متوجه زلزله شده و احتمالن در ارتفاع بالایی هم قرار

داشته که به محض زلزله به دنبال راه نجات به جسمم برگشته!

 خوشبختانه زلزله شدت زیادی نداشت و اتفاقی نیفتاد. کاشکی

همیشه روحم این جوری حواسش جمع باشه !

کی می گه روح سرکش بده  به نظرم خیلی هم خوبه چون

وقتی شبا می ره سرکشی از اون بالا مالا ها هوای منو داره 

گوشه...

بعضی ها را باید بوسید و محکم در آغوش کشید ...

بعضی ها را باید فقط بوسید.

بعضی ها را باید بوسید و کنار گذاشت !

  

ناکام از دنیا نری !

در زبان و فرهنگ ایرانی کلمات بسیاری معادل فارسی ندارند و از

معادل خارجی آن ها استفاده می شود و فرهنگستان لغت گاهی

معادل فارسی را برای این کلمات در نظر می گیرد.شخصن علاقه ای

به استفاده از لغات معادل برای اختراعات و نوع آوری هایی که در آن

هیچ نقشی نداشته ایم، ندارم . مثلن لغاتی مانند : رایانه ، دورگو ،

بال گرد ، پهباد و ... اما در موارد دیگر به نظرم معادل  سازی فارسی

بسیار ضروری و باعث غنی سازی زبان می شود . یکی از این کلمات

که تاکنون معادلی در فارسی نداشته است کلمه ی سکس است و

همین که در فرهنگ ما معادلی برای این کلمه وجود نداشته نشان از

عمق مشکلات موجود در این زمینه نیزدارد.کلمه ای که فرهنگستان

برای این واژه پیشنهاد داه است کلمه ی کامش است و کلمه ی

خوبی به نظر می رسد.  

ریشه ی کامش،کلمه کام است که به معنی آرزو و مراد و مقصود

است. در کتاب جهانگشای جوینی که کتاب تاریخی ایرانی است نیز

از «کام گرفتن»برای سکس کردن استفاده شده. همچنین این کلمه

را در اعلامیه ی فوت افراد ازدواج نکرده هم دیده ایم .

 

حالا دیگه می دونیم وقتی می گن : الهی ناکام از دنیا نری یعنی

سکس نکرده نمیری ! یا مثلن کامش شیرین شد یعنی سکس باحالی

داشته ... فک کنم معادل سکس تراپی هم بشه کامش درمانی ،

سکسولوژی : کامش شناسی ، سکس تراپیست: کامش درمانگر .

از اون جایی که اولین مرحله برای شناخت اینه که برای اون چیزی

که نمی شناسیم یک اسم انتخاب کنیم تا بتونیم بهش اشاره کنیم

خوشبختانه حالا که برای سکس کلمه ی خودمونی داریم شاید بهتر

بتونیم درموردش آموزش بدیم ! چه خوب می شه اگه فرهنگستان

برای اعضا تناسلی زن و مرد هم اسامی تازه پیشنهاد بده تا بتونیم

در صورت لزوم مخصوصن زمان آموزش های کامش درمانی ازشون

استفاده کنیم چون در حال حاضر اسامی موجود مناسب فحش

درمانی هستند و برای آموزش هم مجبوریم از معادل انگلیسی شون

استفاده کنیم یا درنهایت کلمه ی آلت رو که خیلی هم بی ریخته

بکار ببریم .

 

رونوشت:فرهنگستان زبان و ادب فارسی