عادت
فقط عادت می کنند که دیگر کنارشان نباشند ...

..................................................................
ارنستوساباتو
فقط عادت می کنند که دیگر کنارشان نباشند ...

..................................................................
ارنستوساباتو

شاعر می فرماید:
به قربانت مگر سیری پیازی؟
که توی بقچه و چادر نمازی؟
تو مر آت جمال ذوالجلالی
چرا مانند شلغم در جوالی؟
سر و ته بسته چون در کوچه آیی
نه خانمجان ، که بادمجان ِ مایی
بدان خوبی در این چادر کریهی
به هر چیزی به جز انسان شبیهی
کجا فرمود پیغمبر به قرآن
که باید زن شود غول بیابان ؟
کدام است آن حدیث و آن خبر کو؟
که باید زن کند خود را چو لولو !
................................................................
ایرج میرزا
هر کی دلش می خواد اصلن برقه بزنه ... به من ربطی نداره
ولی نظر من به شاعر(روحش شاد) بسیار نزدیک است.همین
( سرقهوه چی)
عسل ِ نگاهت، شیرینی ِ زندگی...
و هر روز ، روز ِ تو باد ...
روز میلادت فرخنده ... سوزان ِ عزیزم !

...................................................................................................
با این که نمی دانم چیست اما:
برای سوزان نازنین مون آرزو می کنم :
رسیدن به رهایی آن چنان که خود طالب است...
آمین ...
به اولین عشق ِ همه ی دوستان ...
...................................................................
ترجمه :
ای عشق من
Amor mio por favor tu no tevas
ای یار من به من لطف کن و من را ترک نکن
yo coentare a las horas
من لحظه ها را خواهم شمرد
cxue la ya veo
تا اینکه تو را ببینم
Amor mio
ای عشق من
Amor mio por favor tu no tevas
ای یار من به من لطف کن و من را ترک نکن
yo coentare alas horas
من لحظه ها را خواهم شمرد
cxue layaveo
تا اینکه تو را ببینم
برگرد
No volvere , no volvere
زیرا من دیگر باز نخواهم گشت
No gutere recordar
زیرا نمیخواهم دوباره چیزی را به یاد بیاورم
voelve
برگرد
No volvere , no volvere
زیرا من دیگر باز نخواهم گشت
No volvere , no volvere
زیرا من دیگر باز نخواهم گشت
No gutere recordar
زیرا نمیخواهم دوباره چیزی را به یاد بیاورم
فرا می فکنی خیال ِ خود را ...
تصوراتی را که در ذهن پرورانده ای ، نه یک روز و دو روز که سال ها...
می خواهی نزدیک اش کنی به آن چه ترسیم اش کرده ای ...
قرابت هایش را پر و بال می دهی ، کاستی هایش را کمرنگ...
می خواهی نزدیک و نزدیک ترش کنی به دلخواسته ات ...
و این گونه تو می سازی و می سازی ...
فرافکنی می کنی و می کنی ...
موجودی را خلق می کنی ... پر می دهی اش به سوی احسنتِ خود...
منشا لطافت می شود و منبع الهام ...
شعر می گویی ... زخمه بر ساز می زنی ...
همه چیز و همه کس ات می شود ...
می سازی و می پرستی ....
چه راز و نیاز ِ دلچسبی ست وقتی که معبود مخلوق توست
خلقی که همه بر مبنای دلخواه توست ...
و تو می پرستی و می پرستی و می پرستی ...
تا آن زمان که
مخلوق ات به دل است ...
تا آن زمان که میل به این پرستش اغنا می شود ...
خدای ِ مخلوق ِ تو ، خدا می ماند اگر متناسب با تو
نیازها و خواهش هایت گام به گام همراهی ات کند...
وگرنه جا می ماند و دل زده ات می کند و حیران می شوی
و فراموش می کنی همه ی آن چه را که فرافکنده ای ...
و این عشق است ...
عشق همه، ماییم و ماییم ... خودمان ...
.....................................................................
پی نوشت:
این تجربه ی شخصی من هست:
یکی از راه های شناخت شخصیت افراد پاسخی ست
که به این سوال می دهند و رفتارهایی که در این رابطه
از خود نشان داده یا می دهند. و سوال این است:
عشق چیست ؟ تا به حال عاشق شدی؟ تجربه ی شخصی خود را
از عشق بگو...
نازی پیروز
فراموش کردنت برایم مثل آب خوردن است ...
از همان آب هایی که می پرد توی گلو ...
خفه ات می کند ...
از همان هایی که باید ساعت ها سرفه کنی...
از همان هایی که بی اختیار اشک هایت را جاری می کنند ...
دیدی چه آسان است فراموش کردنت !
اگر آنچه را که میخواهی نمی خواهم،
لطفن نگو آن چه می خواهم اشتباه است.
اگر به چیزی غیر از باورهای تو باور دارم،
لطفن حداقل قبل از آنکه باورم را اصلاح کنی، اندکی تأمل کن…
اگر در شرایط مشابه با تو، کمتر از تو یا بیشتر از تو احساساتی
می شوم، از من نخواه که احساسم هم سطح تو باشد.
اگر آن گونه که تو دوست داری عمل نمی کنم یا آن گونه که تو
دوست نداری عمل می کنم، بگذار خودم باشم.
من حتا از تو نمی خواهم که مرا بفهمی،
اما می دانم که وقتی بپذیری که من یک نمونه تقلیدی
از تو نیستم،خواسته یا ناخواسته من را خواهی فهمید…
من همسرت هستم، من پدرت هستم، من مادرت هستم،
من فرزندت هستم، من دوستت هستم، من همکارت هستم…
لطفن مرا بفهم…
.................................................................................
پی نوشت:
دیوید کرسی، کتاب Please Understand Me
تولد صبای نازنین و امیر عزیز مبارک ....


به گیرنده هاتون دست نزنید عکس خودش تاره...

در جمع زیبای دوستان قدیم و جدید ... خوش گذشت...
.........................................................................
-عکسای خوشگل تر هم برای دوستانی که شرکت
داشتند ارسال خواهد شد. لطفن دوستانی که
قرار بود ایمیل شون رو بفرستند.... زودتر .....
- موسیقی روی وبلاگ با اکسپلورر شنیده می شود
که نوای دف و نی است.
- در بین دوستان اگر کسی با بودن عکس بر روی وبلاگ
مخالف است لطفن اعلام نماید.
این کتاب ها خوانده است...
..............................................................
سر در ِ یک کتاب فروشی در هلند!

و در فرهنگ خودمان:
يك بوسه بود از لب لعلت هوسم
و آن بوسه چنان است كه لب بر لب تو
آن قدر بماند كه نماند نفسمتربيتي كن به آب لطف خسي را
گفت يكي بس بود كه گر دوستاني
فتنه شود آزمودهايم بسي را
عمر دوباره است بوسه من و هرگز
عمر دوباره ندادهاند كسي راميشوم در گذرت خاك كه تا پات ببوسم
بوسه خواهم ز تو امروز دهي وعده فردا
كو من دل شده را عمر كه فردات ببوسم؟از دو گلچهره بوسهاي ميخواست
آن يكي سركشيد و ناز افزود
وين يكي بوسه داد و بزم آراستشوريده شيرازي
....................................................................
ویژه نوشت:
تبریک ویژه به مینای بوسه های خاکستری و
سوزان ِ عاشق ِ بوسه ...
و هرکی نگاه زیبا به بوسه به عنوان یک رفتار زیبا دارد...
بوس برای همگی
یک رفتارنامناسب که به جهت تکرار زیاد، متاسفانه به عادت و
فرهنگ فردی ما تبدیل شده؛ خود درگیری مزمن است.
در این روزگار، همه حرف خوب می زنند اما آنچه برای دیگران توصیه،
نصیحت و سخنرانی می کنند در عمل ناقص اجرا می شود.
درست مثل روشنفکری ایرانی، که مثل بعضی چیزهای دیگر در
مملکت ما، ناقص متولد شده است.
مرور رفتار ناخوشایندی که به جهت تکرار ،تبدیل به فرهنگ فردی
ما شده است. اما با کنار گذاشتن آنها می توان دنیای جدیدی را
برای خودو کائنات ساخت .
شماره ی یک
هیچ کس عقل کل نیست.
در این جهان و بین موجودات، از ما بهتر نیز وجود دارد!
بعضی از ما تصور می کنیم فقط ما با نهایت درایت و تفکر
به وجود آمده ایم. نشانه ی دانایی؛ اقرار به نادانی و ناتوانی در برابر
دانش حقیقی کائنات است.
بعضی مردها شبیه آبجو هستن. مستی شون معقول و متوسطه. بدیش اینه که باید حداقل نیم لیتر بری بالا تا اثر کنن. اینجور مردها قابل اعتماد، کم خطر، کم خاصیت هستن، فقط در دراز مدت باعث چاقی موضعی در نواحی باسن و شکم میشن. بیشتر زنهای چاقال و خونه دار از این نوع مردها دارن.
بعضی مردها شبیه شرابن. مستی شون عمیق و طولانی و سنگین و غمگینه. رومانسشون از نوع شمع و خیره شدن طولانی در چشم و خوندن عزلهای عاشقانه س. عاشق هجران و بدحالی و اشک هستن. اینجورمردها فقط به درد رمان های عشقی میخورن اما اگه گذرتون به یکی شون افتاد شکلات یادتون نره وگرنه بدجوری سردی تون می کنه
بعضی مردها شبیه تکیلا هستن. یه شات می زنی کله پا میشی. باید با نمک و لیمو بزنی تا مزه شون ادم رو نگزه. خاصیت خوبشون اینه که دو تا شات بری بالا دیگه یادت نمیاد باهاشون چی کار کردی، چی کار نکردی. خماری هم ندارن. فردا صبحش که مستی ت پرید حتی اسمشون رو هم یادت نمیاد اونها هم همینطور. اینها بهترین نوع مرد برای سکس هستن فقط باید یادت بمونه که هر شب نمی تونی تکیلا بخوری. one-night-stand only.
بعضی مردها شبیه ویسکی هستن. یه مزه ی گندی دارن که روی یخ و با کلی ترفند هم نمیشه قورتش داد. اینها از اون جور مردها هستن که بعضی زنها براشون می میرن، بعضی از زنها ازشون متنفرن، حد وسط ندارن. این جور مردها با کلاس و خاص هستن. قلق دارن، رمز و راز خاص خودشون رو دارن، اصالت دارن و اگه جنسشون اصل باشه و به دهن بزی شیرین بیان هرچی بیشتر نگهشون داری بهترخواهند شد.
بعضی مردها شبیه ودکا هستن. با یخ، بدون یخ؛ با نوشابه، با اب پرتقال، با سودا، خلاصه همه جوره جواب میدن. همه چیزشون میزونه، مستی شون میزونه؛ بعد از مستی شون میزونه؛ بدیشون اینه که تقاضا براشون زیاده، اینه که چشمت رو که برگردونی می بینی بطری ت تو دست یکی دیگه س. با اینجور مردها باید یاد بگیری که اجازه بدی بقیه هم گاهی یه لبی تر کنن.
بعضی مردها شبیه شامپاین هستن، جون میدن برای جشن های بزرگ. جون میدن برای پز دادن و کلاس گذاشتن. اما سر و صدای ترکوندن در چوب پنبه شون از الکلشون بیشتره. این جور مردها کلا مثل گاز توی شراب فقط حباب تولید می کنن. اما وقتی جو گیر بشی به نظرت خیلی توپ میان چون به نظر همه خوب میان. بعد از تموم شدن مراسم رونمایی بقیه ش رو باید خالی کنی تو سینک.
بعضی مردها شبیه ابسینت می مونن، گیرا و تلخن، مرموز و ناشناخته .مثل یه کشف می مونن. باید قند رو بزاری رو قاشق و آتش بزنی و قطره قطره مزه مزه شون کنی . آدم رو مالیخولیایی و مجنون می کنن. سکس شون خوبه، حسشون خوبه، همه چیزشون خوبه. اینجور مردها یه بار تو زندگی ادم اتقاق می افتن، برای خیلی ها هم هیچ وقت اتفاق نمی افتن.
بعضی مردها شبیه بیلیز هستن. مزه ی خامه و شکلات میدن. لطیفن، شیرینن ولی به درد مست کردن نمی خورن. گاهی می چسبه یک ذره مزه مزه شون کنی و یادت بیفته که همچین واریاسیونی از مشروب هم موجوده. این مردها با اشک هاشون راحتن، ترس هاشون رو انکار نمی کنن. قلدر نیستن . تنها بدی این مردها اینه که با دیدن سوسک توی اطاق از شما زودتر جیغ می کشن.
بعضی مردها شبیه عرق سگی هستن. بی کلاسن. توی جمع مایه ابروریزی ن. فقط تو خلوت با پیژامه راهراه و ویولون بیژن مرتضوی و چیپس و ماست حال میدن. غیرتی ان؛ زمختن؛ با مرامن. وقتی باهاشون عشق بازی می کنی محکم فشارت میدن و وسطش بهت میگن » میخوامت، سگ مصب» و آدم رو یه جوری حالی به حالی می کنن. دوست داشتن این مردها توی ذخیره ژنتیکی زن کد شده. این مردها اصولا راننده کامیون هستن؛ حتی اگه فوق دکترا داشته باشن
بعضی مردها مثل ماء الشعیر هستن. نمی گیرن لامصب ها. عین عن دماغ شل و وا رفته ن. به جای خون انگار اب توی رگشون جریان داره؛ ضعیف و وسواسی و بی خاصیتن. بودن باهاشون هیچ فرقی با تنهایی نداره . اینجور مردها بیشتر تولیدات داخلی هستن و در شکل خواستگار، پسر خوب، مرد خانواده در شکل ها و طرح های متنوع در بازار موجود هستن. این مردها تنها در صورت مصرف همزمان با عرق سگی؛ ودکا و برخی مشروبات الکلی گیرایی دارن.
بعضی مردها شبیه مشروب تقلبی هستن. نا مردها همه چی شون مزخرفه. قوطی شون، مزه شون، مستی شون. هم موقعی که داری میخوری حالت رو به هم می زنن هم بعدش مسمومت می کنن. خوبی این مردها اینه که به وفور و با قیمت بسیار ارزون در دسترس هستن. بدیشون اینه که بعد از مصرف یا کور میشی یا ممکنه برای همیشه مشروب خوردن رو ترک کنی.
.............................................................
پی نوشت:

زمان آدم ها را دگرگون می کند اما تصویری را که از آن ها داریم
ثابت نگه می دارد. هیچ چیزی دردناک تر از این تضاد میان آدم ها
و ثبات خاطره نیست !
مارسل پروست

دقت کردین ما چقدر دوست داریم بچه های موجودات دیگه
رو با لذت بخوریم!!:
چاغاله بادوم - جوانه گندم - ......