خاستگاه تعصب

پژوهشگران دانشگاه گنت واقع در بلژيك به اين نتيجه رسيده اند

كه تعصب ريشه در ايدئولوژي ندارد بلكه برخاسته از نياز عميق

 رواني مرتبط با روش خاصي از انديشيدن است. كساني كه

 ابهام و نامعلوم بودن برايشان آزار دهنده است ومي خواهند

 تصميم هاي سريع و قطعي بگيرند در معرض كليت بخشي

 و تعميم در مورد ديگران (تعصب) هستند.

افراد متعصب كساني هستند كه از ابهام و نامعلومي تنفر

 دارند از اين رو مايلند كه سريع قضاوت كنند و تصميم بگيرند.

 بر اين اساس، افراد متعصب بر اساس اولين اطلاعاتي

 كه دريافت مي كنند ذهنيتشان را شكل مي دهند و به

 آن ذهنيت مي چسبند. و اگر پس از آن اطلاعاتي

 در مخالفت با اطلاعات اوليه بدهيد، آن را نمي پذيرند.

 اين روش تفكر ناشي از اين نياز است كه انسان مايل

 است كه جهان را طبقه بندي كند، و اينكار اغلب به

 صورت ناخودآگاه صورت مي پذيرد. وقتي كه كسي را

 مي بينيم، اولين چيزي كه در ذهنمان خطور مي كند

 اين است كه زن است يا مرد، پير است يا جوان،

 سياه است يا سفيد و غيره. اما مشكل بزرگتر اين 

است كه براي هر كدام از اين طبقه بنديها، ويژگي هايي

 را نيز قايل هستيم كه اين منجر به تعصب و قالب گيري 

ذهن مي شود. كساني كه نياز به قضاوت سريع دارند،

 قضاوتشان در مورد يك فرد جديد بر اساس اعتقاداتي 

است كه از قبل در مورد طبقه آن شخص دارند. به 

عنوان مثال مي گويند اين فرد يك سياهپوست است،

 بنابراين بايد چنين ويژگي هايي داشته باشد. 


بنا به عقيده اين پژوهشگران، تقريباً محال است 

كه بتوان روش اصلي تفكر افراد متعصب را تغيير داد

 اما مي توان از تعصب آنها كاست. اگر افراد متعصب 

با كسي كه درباره طبقه اش نظر درستي ندارند

 مراوده داشته باشند و از شخصيت آن فرد خوششان

 بيايد، نگرش تعصبي آنها در مورد آن طبقه تغيير مي كند. 

همچنين پژوهشگران نتيجه گيري كردند از آنجائي

 كه تعصب مربوط به ايدئولوژي نيست بلكه يك نياز

 ابتدائي بشر و روشي در تفكر است، بنابراين بايد 

در مورد افراد متعصب و اينكه چرا متعصب شده اند، 

به گونه ديگري بيانديشيم. براي كاهش تعصب در 

ابتدا بايد بپذيريم كه افراد متعصب تنها از طريق قضاوت

 سريع مي توانند با جهان ارتباط برقرار كنند و دنيا

 برايشان معني دار مي شود.


...............................................................................

پی نوشت:

 منبع: ساينس ديلي


http://www.sciencedaily.com/releases/2011/12/111221140627.htm


کدومش؟!

     


آیا زندگی انقدر ارزشمنده که باید قدر ِ لحظه لحظه ی آن

را بدانیم یا این که زندگی انقدر بی ارزش هست که نباید

به خاطرش سخت بگیریم؟!

بالاخره چون زندگی با ارزشه باید بهش اهمیت داد یا

چون بی ارزشه ؟! 

.......................................................

بدنبال خوشحال نوشت:

دیدم محض رضای خدا یه نفر که حالش خوب

باشه تا شعاع ِ چندین هزار کیلومتری هم

پیدا نمی شه . یه آهنگ گذاشتم تا لا اقل

وقتی میایید این جا یه دلی سبک کنید !

اگر گوش شیطون کر یکی پیدا شد که حالش

واقعن خوبه ، خوب بودنش رو اعلام کنه بابا دل مون

پکید از بس هر کی رو می بینیم آه می کشه !

کجایی آی تو که خوشحالی؟!

پنج زبان ابراز محبت و احترام

 

واژگان تائید کننده: فرد صاحب این زبان،نیازمند تصدیق است 

و طالب آن است که دیگران بر گفته های او مهر تائید و صحت بزنند.

 

زبان کیفی: در این زبان،فرد عشق را در زمانی که دیگران

 با آنان سپری می کنند،تعریف می کند به عنوان مثال،

زمانی که با هم گفتگو می کنند، کار مشترکی را انجام

 می دهند،راه می روند،به مسافرت و یا تفریح می روند و... .

 

تماس فیزیکی: کسانی که عشق را بدین طریق دریافت

 می کنند،شدیدا نیازمند تماس بدنی و فیزیکی می باشند

 به عنوان مثال، در آغوش گرفتن فرزند ،دست دادن با 

دوست تان هنگامی که اورا ملاقات می کنید و...

 

گرفتن هدیه: این افراد به دریافت هدایای شخصی که

 همراه با تزئینی خاص باشند و یا با اندیشه ای

 هدفمندانه انتخاب شده باشند، تمایل فراوانی نشان 

می دهند. هدف آنان دریافت هدیه است توجه به یک 

هدیه خاص و یا گران قیمت به هیچ وجه مد نظر آنان نمی باشد.

 

خدمت کردن: این گروه از افراد، عشق و محبت را مترادف

 با کار یا خدمتی که دیگران برای آنان انجام می دهند، 

می دانند مانند: تمیز کردن اتاق خوابشان، آماده کردن

 غذای مورد دلخواه شان، و یا انجام بخشی و یا تمامی 

کارهای شخصی فرد، که به شدت از آنها فراری است

 و دوست ندارد آنها را انجام دهد مثل، مرتب کردن رخت خواب.


احتمالا در حین مطالعه مطالب فوق، شما خودتان را محک

 زده اید و متوجه شده اید جزء کدام دسته هستید، شاید 

هم زبان عشق شریک تان را هم شناخته باشید و یا این

 که در صدد آن باشید که چگونه می توانید زبان آنها را

 بشناسید و از این زبانها برای ایجاد رابطه بهتر با آنان

 استفاده نمائید.

 

بهتر است به زبان عشق فرد مورد علاقه تان توجه کنید،

 بسنجید ببینید او برای ابراز محبت خود به دیگران چه 

می کند و کدام یک از این پنج زبان در مورد او بیشتر

 از بقیه صدق می کند؛ مثلا، اگر او دائما به دنبال

 انجام کارهای دیگران است این نشان دهنده آن

 است که زبان عشق او " خدمت کردن " است،

 اگرسعی می کند دیگران را با دادن هدایایی هر

 چند کوچک خوشحال کند یقینا زبان عشق

" گرفتن هدیه " است .

 

راه حل دیگر در خصوص شناخت زبان عشق واحترام

 فردی مثل شریک تان آن است که در رابطه های 

متقابل تان ، او را کاملا تحت نظر بگیرید تا ببینید به

 کدامین شیوه، بیشترین واکنش مثبت را نشان می دهد.

روزتان با گوزتان آغاز می شود ...

  

در راستای پُست ِ قبلی می خوام یه پست بزارم ، خنده داره

که داره  ولی طبیعیه  .

از اون جایی که همه ی ما گوزو هستیم بی خودی وقتی یکی

می گوزه بهش نگیم گوزو !  حتا مرده ها تا چند ساعت بعد از مرگ

می گوزند !

منبع گوز :

هوای بلعیده شده هنگام خوردن و نوشیدن - گاز جذب شده از

خون توسط دیواره ی روده -گاز حاصل از واکنش های

شیمیایی روده - گاز تولیدی توسط فعالیت های باکتری های روده.

 هر کسی در طول روز نیم لیتر گوز تولید می کنه که

تقریبن می شه:

 چهارده گوز   در طول روز ...  قافیه و ردیف هم داره 

گوزیدن مرد و زن نداره ... هر کی کیون داره می گوزه و

شدت و تعدادش بر می گرده به عادت غذا خوردن و

بلعیدن هوا و ژنتیک .

چه زمانی از شبانه روز بیشتر می گوزیم؟! صبح ها بعد از بیداری

صدای گوز از چی ناشی می شه؟ از ماهیچه ها اسفنکتر مقعد

 از ارتعاش ماهیچه های دهانه ی مقعد صدای گوز تولید می شه.

 

راستی می دونستید افراد عصبی و عجول گوزوترند؟!

چون اکسیژن بیشتری در روده شون دارند ...

حالا هی برید عصبی بشید تا فارت گلابز بهتون بدن !

والا...

 

هر چقدر هم در طول روز گوزتون رو نگه دارید شب موقع

خواب دفع خواهد شد . کسایی که در طول روزگوزشون رو

نگه می دارند ...شب ها شنیدن دارند

 

نمی دونم توی ایران هم هست یا نه ولی آمریکایی ها

یه چیزی دارند بهش می گن "گوز قنداق "  farty pants   

 یه چیزی شبیه نوار بهداشتیه که صدا و تا حدی بو 

رو می گیره . در ایران معمولن از فن ِ "به روی خودت نیار

 بنداز گردن  بغلیاستفاده می شه ! ای ناقلا داری

 می خندی ها معلومه این کاره ای  ...

 اونایی که بچه ی زبون باز نکرده دارند می تونن 

بندازن  گردنش ولی توصیه می کنم از بچه هایی 

که حرف می زنن مایه نزارین چون نه تنها نمی شه 

گردن شون انداخت که موضوع  رو با صدای بلند

علنی و جهانی می کنن!

 

آیا گوز با کبریت آتیش می گیره؟!

آره می گیره ... به نفع تون هست امتحان نکنید

چون یک چهارم کسانی که این کارو کردن کیون شون

بد جوری سوخته . گوز حاوی متان و هیدروژن هست که

هر دو شدیدن اشتعال پذیر هستند . رنگ شعله ی

حاصل از متان آبی و هیدروژن زرد هست .

 

می دونید مشهور ترین گوزوی دنیا کیه؟!

یک فرانسوی به نام لوپتومین که در قرن بیستم با گوزش

به صورت موزیکال صدا می داده و صدای حیوانات و پرندگان

رو در میاورده . آفرین به این هنرمند گوزو !

 

تا حالا شنیدین وقتی یه نفر دنبال یکی راه میفته و

هر جا می ره بهش می چسبه؟! و طرف می گه :

چیه مثله سگ افتادی دنبال کیون من ؟!

سگ ها عاشق بوی چس و گوز آدم ها هستند

و برای همین علاقه به بو کردن  پشت آدم ها

دارند !

اگر طالب دونستن مطالب بیشتری در این مورد

هستید خودتون برید بخونید !

 

شوخ طبعی

       


شوخ طبع کسی  است  که هر که در حضورش حاضر 

شود روحیه ی متعالی بگیرد.


اما این که شوخ طبعی چیست،خیلی مهم است تا آن را 


با هتک حرمت اشخاص و الفاظ سبک و توهین آمیز اشتباه 


نکنیم.


-کسی را مسخره نکنیم بلکه آیینه شفاف رفتار بد وی


 باشیم تا وقتی خودش را درما می نگرد واداربه 


خنده شود.بدون آن که خودمان بخندیم.



-از قصه ها و ضرب المثل ها وحکایات شیرین در گفته ها 


و نوشته هایتان استفاده کنید.


-قصدتان صرفا خنداندن نباشد بلکه کشف حقیقت و


 واقعیت باشد.


-حوادث و اتفاقات مشابه را استادانه به هم پیوند دهید.


-از مجاورت دو پدیده یا مشابهت آن ها با هم و تضاد بین

 پدیده ها می توان شوخ طبعی ایجاد کرد.


-موقعیت سنج باشید و جایگاه هر انسانی را محترم 

شمارید و از هوش خود استفاده کنید.


-شوخ طبعی مرحله ی دوم ارتباط است.


-زندگی را زیاد جدی نگیرید به راحتی زندگی کنید.


-برنامه کودک و کارتون نگاه کنید و از آن لذت ببرید.


-به دنبال سادگی و خصوصیات زیبای انسان ها باشید.


-از تعارفات اضافی و تکیه کلام های متداول و تکراری بپرهیزید.


-تکیه کلام های دیگران را به خودشان پس دهید.


-بعضی از جوک ها را به ضرب المثل تبدیل کنید.


-از گرفتاری های خود کم کنید اول خودتان شوخ طبع


 وجود خودتان باشید بعد دیگران.


-از روش های خودتان استفاده کنید شما نوع خاصی 


شوخ طبع هستید و سعی نکنید از دیگران تقلید کنید.


-هرچه با دیگران صمیمی تر و صادق تر باشید از 


ارتباطات شوخ طبع گونه همدیگر بیشتر لذت می برید.


شوخ طبعی اوج اطمینان طرفین است.


میان شوخ طبعی و خنداندن دیگران تفاوت بزرگی


 وجود دارد.شوخ طبعی زمانی مصداق دارد که


 وقتی لطیفه ای می شنوید به آن واکنش نشان

 

دهید اما این لزوما از شما فردی بذله گو نمی سازد.


تعریف کردن لطیفه های خنده دار به ویژگی های 


پیچیده ی بیشتری احتیاج دارد. از جمله این ویژگی ها


 می توان به انعطاف پذیری، بلوغ اجتماعی، هوش،


همدلی فراوان،و البته شوخ طبعی اشاره کرد.


  آزمون


با تکمیل پرسشنامه زیر ببینید این توانایی را دارید


 که دیگران را بخندانید یا نه با دو گزینه درست و 


غلط پاسخ دهید.


1- من بیشتر برون گرا هستم تا درون گرا.


2- گاهی اوقات در آیینه ادا در می آورم.


3- در فیلم های دلقک بازی حرکت کند فیلم را به


 حرکت تند ترجیح می دهم.


4- وقتی درباره ام لطیفه می گویند ناراحت می شود.


5-اغلب عکس های من واقعیت زندگی ام را


 نشان نمی دهند.


6- من لطیفه های فراوانی بلدم.


7- در باغ وحش دیدن شیرها و پلنگ ها را به میمون ها


 و شام پانزه ها ترجیح می دهم.


8- به لحاظ اجتماعی باز و گشوده هستم.


9- از این که با آواز خواندن و یا لطیفه گفتن دیگران


 را سرگرم کنم لذت می برم.


10- کاغذی را خط خطی کنید و بعد ببینید توضیحاتی


 که در ادامه مطلب در مورد این سوال آمده درباره


 شما چه می گوید.


.............................................................................


پی نوشت:


منبع تست:کتاب شما کی هستید؟

بوسه

    

شب دو دلداده در آن کوچه ی تنگ

مانده در ظلمت دهلیز خموش

اختران دوخته بر منظره چشم

ماه بر بام سراپا شده گوش



در میان بود به هنگام وداع
 

گفتگویی به سکوت و به نگاه

دیده ی عاشق و لعل لب یار

دل معشوقه و غوغای نگاه



عقل رو کرد به تاریکی ها

عشق همچون گل مهتاب شکفت،

عاشق تشنه لب بوسه طلب

هم چنان شرح تمنا می گفت



سینه بر سینه ی معشوق فشرد

بوسه ای زان لب شیرین بربود

دختر از شرم سر انداخت به زیر

ناز می کرد،ولی راضی بود!



اولین بوسه ی جان پرور عشق

لذت انگیزتر از شهد و شراب

لاجرم تشنه ی صحرای فراق

به یکی بوسه نگردد سیراب



نوبت بوسه ی دوم که رسید،

دخترک دست تمنا برداشت

عاشق تشنه که این ناز بدید

بوسه را بر لب معشوق گذاشت!

فریدون مشیری


ببوسیـدش .. حتما ً قبـل ِ خواب ب ِ بـوسیـدش !

حتی اگه با هم دعـوای ِ بـدی کرده باشیـد .. حتی اگه بهتـون

 گفته باشه از این زنـدگی ِ کوفتـی خسته شـده .. حتی اگه

 برچسـب ِ ” بد اخـلاق ” بهـتون چسبـونده باشه !


ببوسیـدش .. حتی اگه بهتـون گیر ِ بیخـود داده باشه ..

 گفته باشه از لباسـی که شما عاشقشین متنفـره ! ..

 نفهمیـده باشه شما موهـاتون رو مِش کردین !


ببوسیـدش .. حتی اگه بـوی ِ عرق و خستگی میـده ..

 حتی اگه یـادش میـره جواب سلام ِ شما رو بـده .. 

حتی اگه خیلی وقته براتـون گُـل نخـریده !


ببوسیـدش.. وقتی زیرپیـرهنی سفیـد ِ حلقه ای پوشیـده

 و بـازوهای ِ سفیـدش رو با اون پیـچ ِ ماهیچه ای ِ مردونه

انداخته بیـرون .. وقتی صورتش ته ریش ِ جذابی داره .. 

وقتی صداش خسته ُ خمار ِ خوابه !


ببوسیـدش .. حتی اگه شما رو رنجـونده و غـرورش نمیذاره

 دلجـویی کنه .. حتی اگه گرسنه اس و با شما مثل ِ آشپـز ِ

دربـارش برخـورد می کنه .. حتی اگه یادش میـره ازتـون

 تشـکر کنه !


ببوسیـدش .. وقتی براتـون یه آهنگ ِ جدیـد میذاره و

 می گه : ” اینـو برای تـو آوردم ! ” .. وقتی تو چشـاش

پـُر ِ خواستنه .. وقتی دست های ِ ظریـف ِ دختـرونه تـون

 میـون ِ دستای ِ زمخت و مردونه اش گم می شن .. !


ببوسیـدش .. حتی اگه از عصبانیت داریـد دیوونه  

می شید .. حتی اگه شما رو با مادرش مقایسه

 می کنه .. حتی اگه با حرص می خوایید از خونه 

بزنیـد بیـرون و اون محـکم بـازوهاش رو دورتـون حلقه

 می کنه و وسـط ِ جیـغ های ِ شما با خنـده می گه :

 ” عزیـزم ؛ کجا می خـوای بـری این وقته شب ؟! ”


ببوسیـدش .. وقتی ناغافلی لباسـی رو خریـده که  

هفته ی پیش ، پشت ِ ویتریـن دیدین و فقـط یه کلمه

 گفتین این چه خوشگله ! .. وقتی دست هاش پـُر از 

خریـد خونه ان و درُ با پـاش می بنـده .. وقتی با نگاهـی

 پـُر از تحسین سر تا پاتـون رو برانـداز می کنه .. !


ببوسیـدش .. حتی اگه تـوی ِ شرکـت پیـاز خورده و تا

 موهاش بـو میدن .. حتی اگه با دوست هاش تلفنـی

 یک ساعـت حرف می زنه و شامتـون سـرد شده .. 

حتی اگه رو دنـده ی ” نه ” گفتن افتـاده .. !


ببوسیـدش .. وقتی شمـا رو وسـط ِ آرایش کردن  

می بوسه .. وقتی باهاتـون کُشتـی می گیـره و

 مثل ِ پـَر از رو زمین بلنـدتون می کنه .. ! وقتی تو 

دلتنگی هاتون داوطلبانه می بردتـون بیـرون و شما

 رو تو شهـر می گردونه .. !


ببوسیـدش .. حتماً قبـل ِ خـواب ببـوسیـدش .. !

شایـد فـردایی نباشـه …

شایـد شما فـردا نباشیـد …

شایـد اون فـردا نباشـه …


.....................................................

پی نوشت:

ایمیلی از یک دوست

نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی

باز هم بهاری نو ، روزهایی که شروع سالی

دیگر را نوید می دهند و چشم بر هم زدنی همانطور که

سیزده تایش رفت ، چهارده می رود و پانزده می آید ... 

پانزده ...شانزده .... دویست و چهار... سیصدو شصت و

پنج می رسد و باز هم تبریک های سال نو ... 


قافله ی عمر در گذر است...

 در یابیم اش که بی طرب نگذرد...


هر کجای دنیا که باشیم دغدغه های آدمیزاد

را پایانی نیست...

همین جایی که هستیم ، " آن" را فراموش نکنیم !

حال را "در حال" باشیم که باقی 

هیچ است و هیچ است و هیچ ...




عیدی برامون چی داری