کیس ِبی وفایی (خیانت) از سخت ترین تروماهاست و در این

مملکت به خاطر نوع قوانین اش، کار را سخت تر هم کرده است.

تجربه ی شخصی من باعث شده که همیشه در این مواقع ترجیحم

بر کیس هایی باشه که سره بی وفا (خائن) مرد هست ،چرا که

در این جور موارد خشونت و رفتارهای خطرناک کمتر ایجاد می شه

اما وای به روزی که خائن ِ رابطه یک زن باشه ... گاهی پیش میاد

که یکی دوتا فحش وفضیحت ، چک و لگد هم نصیب ما می شه...

در کیس های مرد خائن، نهایت ِ ماجرا به جیغ و داد و نفرینختم

می شه و لااقل می دونیم که امنیت جانی ما به خطر نمی افته!

 

در این مملکت ِآشفته که از هر گوشه اش مصیبتی لبریز است 

بکار گیری ِ درس هایی که خوندیم یک چیزی شبیه محال شده...

مثلن تجربه ی فردی خودم از اندوه ،طبق همون درس هایی بودکه 

یادمون دادن و یادم هست ترتیبش این طوری اومد سراغم که اول

انکارکردم بعد خشمگین شدم ، به چانه زنی رسیدم و افسردگی به

سراغم اومد و تهش پذیرش اتفاق افتاد. اما در کیس های این روزها

انکار که هیچ ، یکهو خشم شروع می شه ... افسردگی و چانه زنی 

هم داریم اما پذیرش مرحله ای ست که دمارمان را در آورده است!