همیشه عاشق طنازی و حاضر جوابی های هوشمندانه و

نکته سنجی آدم ها هستم . کسانی که منو به خنده

میندازندجایگاه ویژه ای در دلم باز می کنند. کافیه یک آدمی

هزار ایراد داشته باشه اما همین که طناز باشه برای من کافیه

که دوستش داشته باشم . به نظرم طنازی نیاز به هوش،

خوش ذوقی ، نکته سنجی و تجربه داره و همه ی این

خصوصیات در کنار هم یک شخصیت شیرین رو رقم می زنند . 

خلاصه این که طنازان به راحتی در دلم جا باز می کنند !

به نظرم چیزهایی که دوست شون داریم یا نداریم به اضافه ی

میزان اراده ی ما می تونند نقطه ضعف های مارو تعریف کنند.

و این علاقه ی من به طنازان یکی از نقطه ضعف های من به

شمار میاد برای همین تصمیم گرفتم که از این به بعد آدمای

طناز ِ باجنبه رو دوست داشته باشم 

در واقع فکر می کنم "جنبه داشتن" از مهمترین خصوصیاتی 

هست که در انتخاب روابط نزدیک مون باید بهش توجه داشته

باشیم . اما تعریف جنبه چیه ؟! آدم بی جنبه کیست؟!

چند تایی تعریف برای جنبه نوشتم و تغییر دادم و اصلاح کردم و

در نهایت متوجه شدم که جنبه چیزی نیست که برای کسی 

تعریفش کنیم و جنبه در برخورد افراد با یکدیگر ، تعریف و تنظیم

می شه و شکل می گیره . یعنی نمی تونیم بگیم فلانی در کل

آدم با جنبه ای است . مثلن می توانیم بگوییم فلانی در زمینه ی

شوخی آدم با جنبه ای است چون قبلن فرد در این مورد محک 

خورده و رفتارش رو دیده ایم . اما همین شخص می تونه در 

زمینه ای دیگه جنبه نداشته باشه ... منظورم این هست که

آدما تا در زمینه ای عملن رفتاری رو نشون نداده باشند

قابل پیش بینی نیستند . شاید برای همین باشه که از قدیم

سفر و شراکت دو مورد از راه های شناخت آدم ها در نظر

گرفته می شده . 

در هر صورت همچنان آدم های طناز رو دوست می دارم و

جنبه شون هم اگه به اندازه باشه که دیگه عاشق شونم .

 

.....................................................................................

 

اصولن من خیلی بسیار زیاد می نویسم ...شاید ده برابره 

چیزهایی که در فضای مجازی پخش و پلا می کنم ... اسماشون

هم معمولن دل نوشت ... عصبانی نوشت ... خر نوشت ...

همین جوری نوشت ... و از این دست هست . اینم یکی از اون

همین جوری نوشت ها بود.