داریوش به مناسبت چهاردهمین سالگرد ازدواجش ترانه ی همدرد

رو دوباره برای همسرش خونده ، آدم دلش آب می شه خب !

 

.....................................................................................

 

با تو ای همدرد ، ای عشق

با تو درمان یافت این دل

خانه ات جاوید آباد

از تو سامان یافت این دل

ای سراپا عاطفه ، جز یاریت یاری ندارم

ای کلامت شعر بوسه ، بی تو غم خواری ندارم

آسمان خانه ات

یه کهکشان رنگین کمان است

و آن نگاهت

روشنی چون نو عروس آسمان است

زندگانیت ترانه ، گریه هایت عاشقانه

واژه هایت ساده گویی ، گفتگوی کودکانه

دیدگانت بامدادان ، اشکهایت چشمه ساران

چهره ات رنگ سپیده ، گونه هایت لاله زاران

گیسوانت آبشاران ، زلف جنگل زیر باران

پیکرت آمیزه ای از عطر پاکه گلعذاران

با تو ای همدرد ، ای عشق

با تو باران در بهاران

مثله یک قطره تو دریا

گم شدن در جمع یاران

با تو ای همزاد ، همدل

با تو ام بی باده مستم

سر نپیچم هرگز از آن عهد و پیمانی که بستم

ای سرا پا بی نیازی

در کنارت بی نیازم

با تو رودم ، با تو ابرم

هم نشیبم ، هم فرازم

آب و خاک و باد و آتش

خانه در تو ، جمله در تو

مهر و کین و خشم و بخشش

جمع در تو ، سر به سر تو

آفتاب آسمانی ، بی نهایت بی کرانی

دشمنه سردی و ظلمت ، روشنی بخشه جهانی

آفتاب آسمانی ، بی نهایت بی کرانی

دشمنه سردی و ظلمت ، روشنی بخشه جهانی