گاهی وقتا اونقدر فضای باز برای لذت بردن از زندگی داریم ولی می ریم می چسبیم به در نرده ای بسته یک قسمت از زندگی و تا می تونیم براش حسرت می خوریم و گریه و زاری می کنیم و زندگی را زهر مار می کنیم.

پست لذت آب بازی یا رنج قفلها 20 خرداد 91


سوژه های قول داده شده :

پسرکم سرماخورده و حسابی تب داره و گوشش درد می کنه . من حسابی شلوغم و دیر میام خونه . پرستارش که پسرکم بهش میگه عمه -وقتی دیده تبش با شربت و قطره استامینوفن پایین نمیاد نمی دونم چه جوری حریفش شده و براش شیاف گذاشته .

از در که میام تو خونه پسرکم میاد جلو .

-مامان می دونی عمه چیکار کرد امروژ؟ قرش(قرص) را به جای اینکه بذاره دهنم کرد تو کو-نم .

از خنده روده بر میشم . براش توضیح میدم که اون شیافه و باید بره تو کو-ن تا خوب بشی ولی اصلا نمی فهمه . همون موقع پرستارش زنگ میزنه که حالشو بپرسه . پسرکم با عصبانیت گوشی را می گیره .

-عمه ؟ مگه نگفتم قرش(قرص) باید بخورن نباید بکنن تو کو- نشون هان ؟ پش چرا کردی تو کو-نم هان ؟ مگه نگفتم باید بخورم هان ؟ دیدی کو-نم درد گرفت هان ؟ حالا خوب شد هان ؟ من گفته بودم که قرش مال خوردنه نه مال کو-ن . نفهمیدی هان ؟(تکیه کلام پسرکم "هان" می باشد واقتدارش را با همین کلمه شدیدا نشان میدهد . مرده دیگه برای خودش )

و من و شوهرک و عمه می خندیم و واقعا من نمیدونم چه جوری حالیش کنم که شیاف برای کو-نه نه برای دهن . و فرق قرص و شیاف چیه ؟

مادر نوشت :مشکلات یک مادر درک نشدنیه

زن کویر نوشت : تو چه سنی فهمیدین شیاف چیه ؟: