تولد یک سالگی قهوه خونه ی دوستان


هفته ی دیگه تولد یک سالگی قهوه خونه ست . یک سال گذشت!
اولین پست ها نشون می ده که مشتری هایی بودند و حالا نیستند
دوستان دیگری که گاهی هستند و گاهی نه ...
و عزیزانی که مشتریان با وفای قهو خونه اند یعنی همون صاحبان اصلی ِ
این جا که چراغش رو به گرمای وجود و صفای حضورشون روشن نگه
داشته اند ... و این چراغ همان چراغ رابطه ست . رابطه ای که دل
خواسته و دل پسندیده ...
همه ی ما یک روزی هستیم و یک روزی دیگر نخواهیم بود . رسم زندگی
تا بوده همین بوده و خواهد بود . این که روزی نباشیم بالاخره فرا خواهد
رسید اما این که چطور در دل ها باقی بمونیم ... برای همه فرا نمی رسه!
تو که مهر رو انتخاب کردی
تو که دوستی رو پاس داشته ای
تو که اسیر نخوت و غرور های گاه و بی گاهت نشده ای
تو که بنیه ی روانی ات منش و بزرگواری ات را وسعت بخشیده
تو که خوبی ها رو با دوچشم باز نظاره گری و نیم نگاهت ،بی تفاوت
به هر چه نا خوشایند است ...
تو که کاشف دلخوشی هایی ....هر چند ریز و قاتل دلخوری هایی
.... هر چند درشت !
تو و فقط تو برازنده ی آنی که عشق را نثارت کرد و در آرزوی حضور و
وجود نا زنین ات لحظه شماری کرد . آغوش تو امن ترین جای دنیاست
و کلمات تو باران مهر و منزل آرامشی ست که ماوای هر دل عشق
چشیده ای ست ...
ای تو ...ای تو ...ای تو ...که تنها قبله ی گمگشته ی منی!
برای مثال ِ تو بودن ، مثال ِ تو را دیدن ... مثال ِ تو را بوییدن ...
سرگردان و حیران و بی قرارم ...
برای به "تو "رسیدن باید " تو" شد ... و مثل ِ " تو" شدن ...
آه که چه سخت و توان فرساست !
..................................................................
سرقهوه چی نوشت:
هر کسی یک " تو "یی را طالب ست ... " تو "یی که می خواهدش ...
"تو"ی ِ تو کدام است؟! کدام "تو" می تواند "من" ات را آرام کند!
تا این سن هنوز ندیده ام "من" ایی را که به " تو " اش رسیده باشد!
و این است روزگار ِ "من" هایی که دلتنگ اند ...
دوستان، کسانی هستند که دلتنگی را قابل تحمل می کنند ... اوقات را
خوشایند و چاشنی زندگی اند ...
دوست، همان طعم زندگی ست ...
تولد یک سالگی ِ محفل ِ دوستی مان مبارک !
.....................................................................................
روز میلاد علی و مینای عزیز مبارک !
